شب سردی است و من افسرده - راه دوری است و پایی خسته -تیر
شب سردی است و من افسرده - راه دوری است و پایی خسته -تیرگی هست و چراغی مرده- میکنم تنها از جاده عبور -دور ماندندزمن آدمها-سایه ای از سر دیوار گذشت -غمی افزود مرا بر غمها - فکر تاریکی و این ویرانی -بیخبر آمد تا با دل من- قصه ها ساز کند پنهانی -نیست رنگی که بگوید بامن- اندکی صبر سحر نزدیک است- هر دم این بانگ برآرم از دل -وای این شب چقدر تاریک است -خنده ای کو که به دل انگیزم -قطره ای کو که به دریا ریزم -صخره ای کو که بدان آویزم - مثل این است که شب نمناک است -دیگران راهم غمی هست به دل -غم من لیک غمی غمناک است
- ۱.۷k
- ۳۰ دی ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط