Love and hate

Love and hate
پارت۶
{ویو ا.ت}
یونگی رو هل دادم و با بغض لب زدم
ا.ت:چرا باهام اینطوری میکنی چیکارت کردم همیشه هر چیزی میگفتی فقط میگفتم چشم نه چیز دیگه ای چراااا قول دادی یک ماه سه سال گم و گور شدی الان که دیدمت نه ازت ناراحتم که چرا زیر قولت زدی نه چیزی گفتم فقطبا خودم میگم داداشم حتماً نتوانسته بیاد وگرنه میومد نگو که آقا کلا فراموشم کرده و باید برم حداقل فوبیام یادت می‌موند چیزی نمیشد
{ویو یونگی}
بعد از گفتن آخرین جملش مثل برق گرفته ها شدم روی زانو هام افتادم اصلا یادم نبود از داد و جیغ فوبیا داره وای من زیر قولم زدم اونم دو بار یک بار یه سال پیش یکباره الان آخه من بهش قول دادم هیچ وقت سرش داد نزنم اما زیر قولم زدم اصلا متوجه ی داد بقیه نمی‌شدم که صدای بلندی رو شنیدم
ا.ت:یونگییییییییییی از دنیای خودت بیا بیروووووووووووووووننننننن(داد)
وقتی نگاش کردم چشماش داشت التماسم میکرد که بغلش کنم منم درنگ نکردم و مثل یه پسر بچه که مامانش رو گم کرده با چشمای اشکی که نمیدونم کی اشکم در اومد به سمتش رفتم و بغلش کردم
{ویو ا.ت}‌
یونگی با اون چشمای اشکی قشنگش پرید بغلم منم سفت بغلش کردم تو این لحظه مثل پسر بچه ای بود که مامانش رو پیدا کرده بود که گفتم
ا.ت:اه اه بسه این سوسول بازی ها و چندش بازی ها (فارسی گفت)
اعضا: چی گفتی
یونگی:چندش خودتی(فارسی)
ا.ت: اوکی بسه(فارسی)
جونگکوک:تنها چیزی که فهمیدم اوکی بود
ا.ت:آخه یه نفهم چطور میخواد بفهمه
سانا:ا.تتتتتتتتتتتت اون گوشی لامصب رو جواب بده
ا.ت:سانا تو مگه نرفتی خونه؟
سانا:نه گم شدم
ا.ت:قربونت بشم
نامجون:وای دیر شد
همه:چی؟
نامجون:تا امروز باید اون دو عضو رو انتخاب کنیم
ا.ت:میشه منو سانا هم بیایم
یونگی:نه بانی کوچولو برین خونه
ا.ت:تولوخدا(چهره ای که ازش مظلومیت می‌باره و نمیشه بهش نه گفت)
یونگی:اه دوباره این چهره
ا.ت:هنوزم میگه نه
یونگی:نمی‌دونم از بقیه بپرسیم
ا.ت:اوپا ها میشه بیایم(هنوز همون چهره)
اعضا:اره بیاین چرا که نه
ا.ت:اره
{ویو ا.ت}
رفتیم اونجا که کارآموز ها رو ببینیم وقتی رفتیم داشتن دنس میرفتن که زدم زیر قهقه سانا فهمید چرا دارم میخندم و خودش هم یکم خندید یک نیشخند زدم و گفتم
ا.ت:این دنس رو که بچه ی دو ساله هم می‌تونه انجام بده(نیشخند)
یکی از دخترا اومد جلو و گفت اگه اونجوریه خودت برو
ا.ت:میتونم برم ولی خیلی آسونه
دختره:دروغ میگی چون نمی تونی
ا.ت:خوب میتونم ولی خیلی آسونه یک چیز سخت تر بده
که جیهوپ اومد وسط جر و بحثمون و گفت من یه دنس بهتون میدم میتونین سه بار فقط فیلم رو نگاه کنید و برید
ا.ت:خب نشون بده
جیهوپ:(نشونشون داد)
ا.ت:خب من یک بار دیدم میرم
سانا:صبر کن منم یک بار ببینم با هم بریم
ا.ت:اوکی
سانا:نگاه کرد و اومد
با سانا رفتیم و از فیلم بهتر رفتیم با یک سرعت مناسب و حرکات بسیار دقیق همه دهنشون باز مونده بود یک نیشخند به دختره زدم که گفت ببخشید و رفت که پسرا نشستن باهم حرف زدن
تهیونگ:حالا چطور انتخاب میکنیم
نامجون:هر کدوم دو تا دختر انتخاب میکنیم
هر کدوم بیشتر رأی آورد......

ادامه دارد......
دوستان حمایتتتتت😭😭
دیدگاه ها (۰)

Love and hate پارت ۵{ویو ا.ت}به پسره گفتم تو همونی که گفتم ک...

Love and hate پارت۴{ویو ا.ت}داشتم همینطور راه میرفتم که یک چ...

پارت جدیدتر(خلاقیت👍😅)ویو کورومن یه احمقم چرا این حرفا رو زدم...

عشق دو طرفه پارت ۱۴

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط