دلبسته به یک ثانیه دیدارِ تو بودم

دلبسته به یک ثانیه دیدارِ تو بودم
این عمرکه بےحوصله ناچارِ تو بودم
تو نازترین حادثه در زندگے من
من شاخ ترین عاشق بی عارِ تو بودم
تا آخرِ بےحوصلگےشعر نوشتم
هرشب که تو خوابیدے و بیدارِ تو بودم...

#عاشقانه
#خاصترین
دیدگاه ها (۲)

سلام… به اوج تنهایی..سلام به نور چشمان تر ….در سکوت وتاریکی ...

به کویت آمدن ای یار، ما نمی یاریمتو یاریی کن و بگذر به ما اگ...

میدونی اینکه یه نفرو داشته باشیتو زندگیت که همیشه تشویقت کنه...

کاش می شد دفتر ناگفته ها را باز کردتا مگر در وسعت دل شکوه را...

من ناچار از کنارشان رفتم  تاقت نیاوردم  یک کاغذ برداشتم روی ...

an angel in the darkness

ویو کوک خیلی خوشبو بود و...... م م م من عاشق رایحش شدم دوست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط