اجازه هست؟

اجازه هست؟

اجازه هست به لوح دلت قلم بزنم
برای یکدفه حرف از ته دلم بزنم

اجازه هست بگویم که دوستت دارم
و پیش چشم تو اینجا کمی قدم بزنم

اجازه هست که در سایه تو بنشینم
به قول مردم ده زیر سایه دم بزنم

شمارش نفست را به گوش من بسپار
اجازه هست که موی تورا به هم بزنم

اجازه هست تورا سخت در بغل گیرم
رها شوم ز خودم بال در عدم بزنم

اجازه هست صدایت کنم تورا عشقم
به پشتوانه تو آتشی به غم بزنم
دیدگاه ها (۸)

آسمان آبی ام را یک نفر دزدید و رفتهر چه عاشق تر شدم این نکته...

الهی با که گویم غم دل، جز تو که غمخوار منی همه عالم اَگرَم پ...

بغض نکن بهار من بغض تو آبم می کنهگل اشکای چشات خورد و خرابم ...

من خیره نشسته ام ...من خیره نشسته ام به نام تو...من اینجا آت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط