زمستون باشه

زمستون باشه
برف اومده باشه
رسیده باشی خونه
مهر مامانت منتظرت باشه
بوی غذای روی بخاری حسابی پیچیده باشه توی خونه
تلویزیون کارتون داشته باشه
پاهاتو بذاری اون پایین بخاری که آسته آسته انگشتهای کرخ شدت گرم بشه
فرداش جمعه باشه
مامانت بگه بیاید غذاتونو بخورید بعدش برید سراغ مشقاتون...
و تو بگی مامان مشقامو تو مدرسه نوشتم، فردا هیچی تکلیف ندارم...
و دراز بکشی کارتون نگاه کنی
زندگی به همین سادگی میتونه شیرین و لذت بخش باشه☺️🌸

#نوستالژی
دیدگاه ها (۷)

خیابان استانبول، تقاطع لاله‌زار، سال ۱۳۴۳."برای خدمت بیش‌‌تر...

موی جادوگران روی تنه‌ی درختان در جنگل‌های شمالی کانادا رشد م...

🔴 پسر جوان آن قدر عاشق دختر بود که گفت: تو نگران چی هستی؟ دخ...

هوش مصنوعی جای طراحان را می‌گیرد!این صندلی‌ها رو ذهنی هیچ ان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط