ای نورِ چشمانِ ترم با من بگو که
ای نورِ چشمانِ ترم با من بگو که
سرسبزیِ باغ و برم، با من بگو که
روح و روانِ پیکرم، با من بگو که
فکرِ جهانِ دیگرم، با من بگو که
آنسوی پرچین هم رفیقی مثل من هست؟
اصلا کسی با تو در آنجا همسخن هست؟
با من بگو از قصه و حال و هوایت
بیننده ای دارد شکوهِ خنده هایت؟
همصحبتی داری که آنجا پابه پایت...؟
مهمانِ ناخوانده نمیخواهی برایت
شعرِ غمش را با زبانِ دل بخواند
وز غصه ی دریای بی ساحل بخواند
مجنون بگو با دیده ی جیحون چگونه
با غصه های این دلِ پرخون چگونه
دلتنگِ دلتنگم، بگو مجنون چگونه
آخر بگو لیلای بی مجنون چگونه
با پنجره از خاطراتِ دل بگوید
باغِ گلش را در میانِ گِل بجوید
سرسبزیِ باغ و برم، با من بگو که
روح و روانِ پیکرم، با من بگو که
فکرِ جهانِ دیگرم، با من بگو که
آنسوی پرچین هم رفیقی مثل من هست؟
اصلا کسی با تو در آنجا همسخن هست؟
با من بگو از قصه و حال و هوایت
بیننده ای دارد شکوهِ خنده هایت؟
همصحبتی داری که آنجا پابه پایت...؟
مهمانِ ناخوانده نمیخواهی برایت
شعرِ غمش را با زبانِ دل بخواند
وز غصه ی دریای بی ساحل بخواند
مجنون بگو با دیده ی جیحون چگونه
با غصه های این دلِ پرخون چگونه
دلتنگِ دلتنگم، بگو مجنون چگونه
آخر بگو لیلای بی مجنون چگونه
با پنجره از خاطراتِ دل بگوید
باغِ گلش را در میانِ گِل بجوید
- ۶۷۹
- ۰۲ مهر ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط