بیاد برادرم:

بیاد برادرم:

شبان آهسته می گریم
که شاید کم شود دردم

تحّمل می رود
اما
شب غم
سر نمی آید...

_________________
دیدگاه ها (۲)

بیاد برادرم:زخم شدم...شیشہ بہ زخمم نشست...شیشہ شدم...سنگ سرم...

بیاد برادرم:‍ نمیـــــــــــــــدانم!!!! انــــــــــــــگار...

بیاد برادرم:افسوس که ما قوم پر از افسوسیم..!💥 در ذهن فقط خاط...

بیاد برادرم:پای این مسجد متروک بنای ده ماست نوتر از منظره ها...

سعدی جان

دمی با غم سر بردن جهان یک سر نمی ارزد به می بفروش دلق ما کزی...

مثل گیسوی تو من بخت سیاهی دارم؛جز تماشای تو از دور ، چه راهی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط