دستم را گرفتی و گفتی:

دستم را گرفتی و گفتی:
دستانت چقدر عوض شده...
سری تکان دادم و در دل گفتم:
بی انصاف،
دستان من تغییر نکرده...
تو به دستان دیگری عادت کرده ای....
دیدگاه ها (۱)

P¹⁴The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

💌 نه وصلت دیده بودم کاشکی ای گل نه هجرانتکه جانم در جوانی سو...

نه وصلت دیده بودم کاشکی ای گل نه هجرانتکه جانم در جوانی سوخت...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_19لرزون اشک ریخت و بغلم کرد ...

در وصف تو گفتم همـه شـعری و ندیدیاز هــجر  تو  نـالــیدم و  ...

I Love you...but I don't know...How can I say this...to you....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط