دوستی تعریف می کرد :

دوستی تعریف می کرد :

اولین روزهایی که در سوئد بودم ، یکی از همکارانم هر روز صبح با ماشینش مرا از هتل برمی‌داشت و به محل کار می‌برد . ماه سپتامبر بود و هوا کمی سرد و برفی .
ما صبح‌ها زود به کارخانه می‌رسیدیم و همکارم ماشینش را در نقطه دوری نسبت به ورودی ساختمان پارک می‌کرد .
در آن زمان ، ٢٠٠٠ کارمند کارخانه اسکانیا با ماشین شخصی به سر کار می‌آمدند .

روز اول ، من چیزی نگفتم ، همین طور روز دوم و سوم .
روز چهارم به همکارم گفتم : آیا جای پارک ثابتی داری؟
چرا ماشینت را این قدر دور از در ورودی پارک می‌کنی؟
در حالی که جلوتر هم جای پارک هست؟

او در جواب گفت: برای این که ما زود می‌رسیم و وقت برای پیاده‌رفتن داریم . این جاها را باید برای کسانی بگذاریم که دیرتر می‌رسند و احتیاج به جای پارکی نزدیک‌تر به در ورودی دارند تا به موقع به سرکارشان برسند .


" فرهنگ عامل اصلی در پیشرفت جوامع بشری است "

فرهنگ یعنی :
بدون اجازه کسی از او فیلم و عکس نگیریم .

فرهنگ یعنی :
میزان درآمد و حقوق دیگران به ما ربطی ندارد .

فرهنگ یعنی :
کسی تو گوشی خود عکسی به ما نشان داد عکس های قبلی و بعدیش را نبینیم .

فرهنگ یعنی :
تا در جمعی نشستی سریع 2 تا اصطلاحی که در یک کتاب خوانده ای را به رخ دیگران نکشی .

فرهنگ یعنی :
خودت را صاحب نظر ندانی تا رسیدی به کسی در مورد مدل مو و رنگ مو آرایشش و چاقی و لاغری او نظر دهی .

فرهنگ یعنی :لهجه دیگران را مسخره نکنیم .

فرهنگ یعنی :
تا از خونه کسی بیرون آمدیم و در را بستیم شروع نکنیم به بدگویی و غیبت از میزبان .

فرهنگ یعنی :
دوست هایت را مقابل جنس مخالف ضایع نکنی .

فرهنگ یعنی :
آشغال از ماشین بیرون نریزیم .

فرهنگ یعنی :
از چشمی درب خانه مان رفت و آمد همسایه ها را چک نکنیم .

فرهنگ یعنی :
تا کسی برایمان کادو خرید سریع قیمت آن را در نیاوریم .

فرهنگ یعنی :
به خاطر 1 دقیقه پیاده روی دوبل پارک نکنیم .

فرهنگ یعنی :
رعایت نکردن قوانین رانندگی نشانه زرنگی ما نیست .

به خاطر خودمان و نسل بعدمان فرهنگ سازی کنیم
و زندگی را زیبا بسازیم و از لحظاتمان لذت ببریم .
دیدگاه ها (۱۳)

𝓟𝓪𝓻𝓽 ۵۲✦ات ویوهمین که اسم پارک رو شنیدم، قلبم تندتر زد.کلاه ...

ددی مافیاپارت ۷________________________🌜🌕🌛__________________...

𝓢𝓽𝓾𝓫𝓫𝓸𝓻𝓷 𝓝𝓾𝓻𝓼𝓮𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟖بعد از کافهمانیا و جیمین تصمیم گرفتن یه...

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشتفصل دوم | پارت ۱۳ | «جایی که جیا...

پروژه دشمن را بهم بزنیدعلیرضا فقیهی‌راداین توییت مارک دوبووی...

عشق مافیا:))پارت یازده تهیونگ : باز داری ات و نگاه میکنی؟جون...

پارت اول | دختری میان سایه‌هاشرکت کیم یکی از بزرگ‌ترین و قدر...

خانوم مدیرعاملپارت ۱۵ | جاده‌ی فرانسهصبح روز بعد، همه‌چیز بر...

فصل دومپارت چهاردهم | گفتنِ یک حقیقت سختسه روز گذشت...اما جن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط