قلبمو پ س بد قسمت بیست و دوم کامنت اجبار

قلبمــو پــ ـس بـدہ❤ قسمت بیست و دوم❤ کامنت اجبارے

جی یون:
تو خواب شیرینی بودم
و عروسکمو محکم بغل کرده بودم ولی چقد بزرگ شده عروسکم چراانقد گرمه ولش کن دلم نمیومد چشامو باز کنم ک باد داد یکی سیخ نشستم سر جام و جیغغغ زدم چیه چی شده؟دزد اومده؟کو کجاس؟من میترسم داشتم واسه خودم چرت و پرت میگفتم ک متوجه شدم کسی رو تختمه برگشتم سمتش اوه سهون بود داشت میخندید با چشای اندازه ی نعلبکی شده نگاش کردم این اینحا چیکار میکنه این بلده بخنده زل زدم بهش وقتی میخندید جذابتو میشد ب خودم اومدم ی جیغ دیگه زدم اینحا چیکار میکنی بادیدن اتاقم تازه یاد اتفاقای دیشب افتادم بالشتو گرفتم میخواستم بزنم تو سرش ک دیدم مامانش نفس نفس زنون اومد تو اتاق بهمون نگاه کرد چی شده ؟اول صبی چرا داد و هوار راه انداختین لب پایینمو کشیدم تو دهنم و بالشتو یواش گذاشتم زمین هی هیچی نشده

سهون:

خنده مو خوردم و گفتم مادر جی یون منو با عروسکش اشتباه گرفته بود
دختر مگه بچه ای هنوز عروسک بغل میکنی میخوابی؟!!...
جی یون:
باچشام داشتم براش خط و نشون میکشیدم سرمو خاروندم مگه فقط بچه هاباعروسک میخوابن؟مگه ما دل نداریم .
پاشدم از جام و با لباسای عروسکیم وایستادم رو تخت و یکم خم شدم و با لحن بامزه ای ب مادرش گفتم صبح بخیر بانوی من
نمیدونم چرا ولی حس میکردم مادرشو خیلی دوست دارم عین مادر نداشته ی خودم ک خندید و گفت دختر این لباسا چیه پوشیدی نیشمو شل کردم عاشق این لباسام شما برین صبحونه بخورین منم میام
سهون:
میگم بچه ای میگی نه بچه ای دیگه
اون از اشتباه گرفتن منه گنده بجای عروسکت اینم از لباسات دیگه بچه که شاخ و دم نداره و زبونمو براش درآوردم 😛 بدو برو دست و صورتتو بشور مادر پایین منتظره میگه تا تو نیای به من صبحونه نمیده زود باش این لباساتم عوض کن خیلی گرسنه م ...
(واقعا مثل بچه ها شده بود با اون لباسایی که تنش بود بامزه و نمکی )😐 به خودم تلنگر زدم اصا به من چه که بامزه و نمکی شده!!؟ععججباااا چ عجیب شدم ...
جی یون:
صورتمو ازش گرفتم چپ چپ نگاش کردم
خودت بچه ای اصلا بگو ببینم خودت چندسالته ک هی ب من میگی بچه؟رفتم سمت دستشویی و گفتم من صبحونه نمیخورم پس توهم باید گرسنه بمونی و ریز ریز خندیدم
و داد زدم اوه سهون نگفتی چندسالته؟
سهون:
همسنیم از من بزرگتر نیستی
خوابشو ببینی از من بزرگتر باشی کوچولو زود برگرد وگرنه بجای صبحونه تورو میخورم ....
جی یون:
😒 😒 اصلا شوخی با مزه ای نبود دندونامو مسواک زدم و موهامم شونه زدم و بستمشون و صورتمو شستم و اومدم بیرون بهش نگاه کردم لطف میکنی بری بیرون تا من لباسامو عوض کنم جات خوبه؟☹ ️
سهون:
اره جام خوبه مادر گفته تا اماده نشدی با من بیای از جام تکون نخورم 😊 ✌ ️ زودباش بپوش بریم تو که هیچی نداری ...😈
جی یون:
😳 😳 یعنی چی پاشو برو بیرون
ب خودم نگاه کردم مطمئنی چیزی ندارم؟
تو چشات نمی بینه
اگه چیزی نداشتم انقد معروف نبودم بچه جون سنتو نگفتم یعنی ازم کوچیکتری 😂 😂
ار این ب بعد نونا صدام کن افرین بچه ی خوب لباسامو از تو کمد ورداشتم ی شلوار جین مشکی و ی پیراهن سفید ورداشتم و رفتم تو حموم بدرک اصلا نرو فک کردی نمیتونم جای دیگه بپوشم لباسامو
سهون:
یااااا پارک جی یون من ازت بزرگترم تو باید از این به بعد منو اوپا صدا کنی فهمیدی؟!؟مخخخصووصا توی شرکت 😏 ✌ ️❤ ️
جی یون:
برگشتم سمتش و زبونمو در اوردم هه ب همین خیال باش عوق حالم بد شد ب تو بگم اوپا😂 😂
میرم از مامانت میپرسم چندسالته نگو رفتم تو حموم و درو بستم لباسامو عوض کردم و اومدم بیرون
دیدگاه ها (۶)

ســ ـلام دلتنگـ ـی بسـ ـه....جیونتون اومـ ـد بالاخره

جــیییییغ شکلاتـ ـم😍 😋 🍫 وووووی فداش شم مــن😍 😍 فقط واسه خور...

دارایی اون نیست که داری...بلکه اون چیزیــ ـہکه با اونـ خـــو...

صرفـ ـاجهــت خـ ـوردن😍 😋 😋 😘 من غــشششش😍 😍 ❤ ❤ 💞 💖 #My_Angle...

کلیپ هاشو پست میکنم چون از حالو روحیه جوون ها خبر دارم

‌وقتی عضو نهمی پریود پیشیوررژن نامجون......سلاممن کیم یونجی ...

رویای ابی پارت اول

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط