می عشق و مستی او

می عشق و مستی او
نرود برون ز خونم
که دل آنچنان ندادم
که دگر ستانم او را.....
دیدگاه ها (۱)

هــزارخطبــه هم بخوآننــدخیــانــت اســت ...کســی کــه عشــق...

بودنت را دوستـــ❤ ️ــدارم وقتی پنجه در کمرم حلقه مے کنی و ...

نبودنتسخت است ...!مثلِ تکلیفِ ریاضــی برای انسانی هاو حفظِ م...

نیستی که نیستی...! من بی حواس ترین زن دنیا ،که هر چه می کنم ...

ای ساربان! آهسته رو کآرام جانم می‌رود...وآن دل که با خود داش...

گفته بودی که: «چرا محو تماشای منی؟و آنچنان مات، که یک دم مژه...

گفته بودی که چرا محو تماشای منی؟آنچنان مات که یک دم مژه بر ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط