یکی از فانتزیام اینه ک یکی از استادامو تو خیابون درحال خن

یکی از فانتزیام اینه ک یکی از استادامو تو خیابون درحال خنده ببینم برم پیشش بگم چیز خنده داری هست بگو ماهم بخندیم..والا بقرآن بس ک گیر میدن
دیدگاه ها (۱)

اینی که میگم حقیقته:همدم مایه پشه بود که هوا سرد شد واونم رف...

زمونه جوری شده دختر ۱۴ ساله رو میبینی فک میکنی۲۶ سالشه.. زن ...

خدایا.. میگن به هرچی بخندی سرت میاد... هههه ههه پول هههههههه...

... ﺩﻭﺗﺎ ﺩﺳﺘﺸﻮ ﻣﺸﺖ ﮐﺮﺩ ﺟﻠﻮﻡ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﮔﻔﺖ:ﺍﮔﻪ ﺑﮕﯽ ﮔﻞ ﮐﺪﻭﻣﻪ ﻣﯿﻤﻮ...

مهرو

عاشقت نیستم 🥀پارت 22و بلاخره یکی از صاحبان اومد اون کی بود؟!...

سکوت پیستPart:²⁶به آدرس رسیدم ی کوچه خلوت و تاریک بودآخه دخت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط