افتاده ام در آتش چشم سیاهت چاره ای کن
✍... افتاده ام در آتش چشم سیاهت چاره ای کن
سوختم,آتش گرفتم, آبی بیاور,چاره ای کن
این همه ظلم و جفا بر عاشق خود نیست روا
تصمیمی بگیر بر عطوفت,مهربانی کن,چاره ای کن
آن عاشق زاری که همه باخبرند از احوالش
فاش میگویم که منم,بر حال زارم چاره ای کن
بیتو افتاده ام در کنج میخانه ها مست
بس که می خورده ام نماندست عقلی, چاره ای کن
مانده ام گیج,نمیدانم علت پنهان شدنت چیست؟
نگهم در کوچه وبازار در پی توست چاره ای کن
خرابات نشین هجر تو هستم ای دلربا بیا وکوچم ده از این خرابه ها,چاره ای کن
دل بردی از من غارتم کردی و رفتی
آخر ای غارتگر دل بیچاره من چاره ای کن
من ماندم و چشم بارانی و حال خراب
ای طبیب حال من,لقمان من چاره ای کن
❣
سوختم,آتش گرفتم, آبی بیاور,چاره ای کن
این همه ظلم و جفا بر عاشق خود نیست روا
تصمیمی بگیر بر عطوفت,مهربانی کن,چاره ای کن
آن عاشق زاری که همه باخبرند از احوالش
فاش میگویم که منم,بر حال زارم چاره ای کن
بیتو افتاده ام در کنج میخانه ها مست
بس که می خورده ام نماندست عقلی, چاره ای کن
مانده ام گیج,نمیدانم علت پنهان شدنت چیست؟
نگهم در کوچه وبازار در پی توست چاره ای کن
خرابات نشین هجر تو هستم ای دلربا بیا وکوچم ده از این خرابه ها,چاره ای کن
دل بردی از من غارتم کردی و رفتی
آخر ای غارتگر دل بیچاره من چاره ای کن
من ماندم و چشم بارانی و حال خراب
ای طبیب حال من,لقمان من چاره ای کن
❣
- ۱.۵k
- ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط