𝗨𝗻𝗱𝗲𝗿 𝘁𝗵𝗲 𝗿𝗶𝗴𝗵𝘁 𝗵𝗼𝗼𝗽
𝗨𝗻𝗱𝗲𝗿 𝘁𝗵𝗲 𝗿𝗶𝗴𝗵𝘁 𝗵𝗼𝗼𝗽
p4
جونگکوک چند دریبل زد و بعد دوباره به تهیونگ خیره شد:« راستی، تو چند سالته؟»
تهیونگ بدون مکث گفت:« هیجده سالمه.»
چشم های جونگکوک برای لحظه ای گشاد شدند:« وایسا، جدی؟ چقدر کوچولویی!»
تهیونگ زیر لب هومی گفت.
مربی، کلافه درحالی که دستش بین موهاش بود از سالن بکس خارج شد. با یک سوت، همه ی دریبل ها قطع شدند.
« برید آب بخورید، بعد برگردید همینجا. »
تهیونگ با شنیدن این حرف، توپش رو روی زمین گذاشت. به عقب نگاه کرد، بعد بی توجه به چیزی، یک.. دو... و سه قدم بلند و آروم برداشت. اما ناگهان، جونگکوک با کمی از سرعتش جلوی تهیونگ ایستاد:« بهت نمیاد هجده سالت باشه، آقایی! » و بعد از نگاهی کوتاه، به راه خودش ادامه داد.
تهیونگ برای لحظه ای ثابت ماند.
بعد گوشه ی لبش به آرامی بالا رفت و خیلی سریع پایین آمد.
بعد از نوشیدن آب خنکی که راه گلویش را باز کرده بود، روی زمین نشست.
جونگکوک، سوکهیون و تهجین توی زمین بودند.
عرق روی گردنش زیر نور سالن برق میزد و نفسهایش با هر حرکت کوتاهتر میشد.
تهجین دستش رو توی موهاش برد و به جونگکوک خیره شد:« جونگکوک داداش، ببینم میتونی از کرنر شوتتو گل کنی؟»
جونگکوک خنده ای کرد و یک..دو..و سه دریبل و یک تعویض دست زد:« بیخیال تهجین، میدونی که عاشق چالشم!»
دریبلی به عقب زد و چند قدمی به پشت سرش برداشت. از لوپست، به شورت کرنر و بعد به کرنر رسید. کمی خم شد، روی پاهاش نشست و چند دریبل سریع و کوتاه زد. بعد با جهشی کوچک، طوری که انگار فنری آزاد شده باشد بدنش را قوس داد.
با کشیدن دستش، سوتی بلند به سمت حلقه زد. برای همه، توپ سریع در هوا حرکت میکرد. اما برای جونگکوک، زمان لحظه ای متوقف شد. فقط و فقط پرواز توپ طوسی رنگش، در هوا...
توپ خیلی زود به حلقه رسید. یک، دو و سه چرخ روی لبه های حلقه انجام داد. چشم های جونگکوک گشاد شدند. دست هایش را مشت کرد و زیر لب زمزمه کرد:« تورو خدا گل شووو!! »
اما با چرخش سوم، توپ از کنار حلقه پایین افتاد.
جونگکوک دست هایش که تکان داد و کلافه گفت:« ولی نزدیک بودااا.»
سوکهیون، نگاهی به جونگکوک انداخت و نزدیک شد.
جونگکوک خیلی زود جای خودش رو به سوکهیون داد:« ببینم چی کار میکنی. »
سوک هیون نیشخندی زد. قد بسیار بلندش، چیزی بود که شانس گل شدن شوت را اندکی بیشتر از بعضی بازیکن ها میکرد. برای همین، نیازی به قوس دادن بیش از حد به بدنش نداشت.
کاملا ریلکس، روی کرنر ایستاد. دستش را سمت حلقه کشید، اما توپ مستقیم به تخته ی پشت حلقه برخورد کرد و صدایی گوش خراش در کل سالن ایجاد کرد.
تهجین خیلی سریع نزدیک شد:« بذارید نشونتون بدم یه بازیکن واقعی چطوری شوت میزنه! »
p4
جونگکوک چند دریبل زد و بعد دوباره به تهیونگ خیره شد:« راستی، تو چند سالته؟»
تهیونگ بدون مکث گفت:« هیجده سالمه.»
چشم های جونگکوک برای لحظه ای گشاد شدند:« وایسا، جدی؟ چقدر کوچولویی!»
تهیونگ زیر لب هومی گفت.
مربی، کلافه درحالی که دستش بین موهاش بود از سالن بکس خارج شد. با یک سوت، همه ی دریبل ها قطع شدند.
« برید آب بخورید، بعد برگردید همینجا. »
تهیونگ با شنیدن این حرف، توپش رو روی زمین گذاشت. به عقب نگاه کرد، بعد بی توجه به چیزی، یک.. دو... و سه قدم بلند و آروم برداشت. اما ناگهان، جونگکوک با کمی از سرعتش جلوی تهیونگ ایستاد:« بهت نمیاد هجده سالت باشه، آقایی! » و بعد از نگاهی کوتاه، به راه خودش ادامه داد.
تهیونگ برای لحظه ای ثابت ماند.
بعد گوشه ی لبش به آرامی بالا رفت و خیلی سریع پایین آمد.
بعد از نوشیدن آب خنکی که راه گلویش را باز کرده بود، روی زمین نشست.
جونگکوک، سوکهیون و تهجین توی زمین بودند.
عرق روی گردنش زیر نور سالن برق میزد و نفسهایش با هر حرکت کوتاهتر میشد.
تهجین دستش رو توی موهاش برد و به جونگکوک خیره شد:« جونگکوک داداش، ببینم میتونی از کرنر شوتتو گل کنی؟»
جونگکوک خنده ای کرد و یک..دو..و سه دریبل و یک تعویض دست زد:« بیخیال تهجین، میدونی که عاشق چالشم!»
دریبلی به عقب زد و چند قدمی به پشت سرش برداشت. از لوپست، به شورت کرنر و بعد به کرنر رسید. کمی خم شد، روی پاهاش نشست و چند دریبل سریع و کوتاه زد. بعد با جهشی کوچک، طوری که انگار فنری آزاد شده باشد بدنش را قوس داد.
با کشیدن دستش، سوتی بلند به سمت حلقه زد. برای همه، توپ سریع در هوا حرکت میکرد. اما برای جونگکوک، زمان لحظه ای متوقف شد. فقط و فقط پرواز توپ طوسی رنگش، در هوا...
توپ خیلی زود به حلقه رسید. یک، دو و سه چرخ روی لبه های حلقه انجام داد. چشم های جونگکوک گشاد شدند. دست هایش را مشت کرد و زیر لب زمزمه کرد:« تورو خدا گل شووو!! »
اما با چرخش سوم، توپ از کنار حلقه پایین افتاد.
جونگکوک دست هایش که تکان داد و کلافه گفت:« ولی نزدیک بودااا.»
سوکهیون، نگاهی به جونگکوک انداخت و نزدیک شد.
جونگکوک خیلی زود جای خودش رو به سوکهیون داد:« ببینم چی کار میکنی. »
سوک هیون نیشخندی زد. قد بسیار بلندش، چیزی بود که شانس گل شدن شوت را اندکی بیشتر از بعضی بازیکن ها میکرد. برای همین، نیازی به قوس دادن بیش از حد به بدنش نداشت.
کاملا ریلکس، روی کرنر ایستاد. دستش را سمت حلقه کشید، اما توپ مستقیم به تخته ی پشت حلقه برخورد کرد و صدایی گوش خراش در کل سالن ایجاد کرد.
تهجین خیلی سریع نزدیک شد:« بذارید نشونتون بدم یه بازیکن واقعی چطوری شوت میزنه! »
- ۱.۷k
- ۱۶ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط