مغازه دار میگفت :

مغازه دار میگفت :
بیست و نه ساله هر وقت میره از خونه بیرون،
کلیدشو میده به من...
میگه: شاید پسرم وقتی بر میگرده من نباشم ...
دیدگاه ها (۱)

پسر اول گفت: مادر جون برم جبهه؟گفت: برو عزیزم.رفت و والفجر م...

با حالت قهر و ناراحتی بهش گفتم: « تا کی باید چشم به راهت باش...

مادرش میگفت! سخت تر از نبودنش ... یادآوری آخرین لبخند پسر شه...

سنگ هم ببارد فراموشت نمیکنم. فرزندم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط