به دور از غم ،میان جمعی و خوشحال و خندانـی

به دور از غم ،میان جمعی و خوشحال و خندانـی
تو از یک ادم بی هـمدم تنها چه میدانی؟

اگر چه تلخ میگویی و دورم میکنی اما
به چشمانت نمی آید کـه قلبی را برنجانی

به هر کس میرسـم نام تو را با ذوق می گویم
شبیه اولین تکلیف یک طفل دبستانی

چه رازی عشق دارد با خودش تا حرف قلبت را
نمی گویی پشیمانی و میگویی پریشانی؟

کسی که عزم رفتن کرده با منت نمی ماند
نمی گـویم بمانی چون کـه می دانم نمی مانی

خیال خام من این بود پنـهانت کنم اما
نمـیدانم چرا از پشت هر شعرم نمایانی
دیدگاه ها (۴)

به دور از غم؛ میان جمعی و خوشحال و خندانی!تو از یک آدم بی هم...

به دور از غم؛ میان جمعی و خوشحال و خندانیتو از یک آدم بی همد...

ڪسے کہ عزم رفتن کرده با منت نمیماندنمیگویم بمانے چون که میدا...

اخطارِ استراتژیک به مسئولینِ بی‌درد؛ ترازِ خفت را بشکنید!یاد...

♦️ تشبیه ترامپ به «سگ نازی‌آباد» توسط سخنگوی وزارت خارجه!🔹در...

دقیقااااااااا!!!!!!

«قهرِ حَد: ترازِ خونینِ بهرام محمدی با مافیایِ غارتگر»۱. خدا...

تاپای‌جان‌برای‌ایران🇮🇷❤🤍💚#آیت_الله_سید_علی_خامنه_ای #آقای_کش...

♨️پزشکیان: 🔹دانشگاهیان و دانشجویان می‌توانند ما را از این وض...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط