چمدانی که به دستت دادم

چمدانی که به دستت دادم ,
حاویِ مقدار زیادی ماده ی منفجره بود ...
نترس ...
انفجارها زمانی رخ دادند
که تو خواب بودی و من
مدام گریه میکردم ...!!!

#احمد_سلیمی
دیدگاه ها (۴)

نیامدشتاب کردم که آفتاب بیایدنیامددویدم از پی دیوانه ای که گ...

#حقیقت_تلخ تا ب...

چرا به روزنامه‌ها گفتم که دوستت دارمچرا گفتمچرا فکر نکردمهر ...

میبینی چه شب ساکتی ست ک..؟انگار هیچکسی در دنیا نیست ,یا شاید...

پارت ۱۴ //* حس کردم تخت تکون خورد *رزت : عه وااا واقعا داره ...

سناریو:وقتی باهات قهر بودن و تو مریضی و...[هیونگ لاین]نامجون...

چندپارتی:وقتی رو دخترتون حساس بود و تو...pt³(end)احساس میکرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط