بیاکه در غم عشقت مشوشم بی تو

بیاکه در غم عشقت مشوشم بی تو
بیا ببین که در این غم چه ناخوشم بی تو
شب از فراق تو می‌نالم ای پری رخسار
چو روز گردد گویی در آتشم بی تو
دمی تو شربت وصلم نداده‌ای جانا
همیشه زهر فراقت همی چشم بی تو
اگر تو با من مسکین چنین کنی جانا
دو پایم از دو جهان نیز درکشم بی تو
پیام دادم و گفتم بیا خوشم می‌دار
جواب دادی و گفتی که من خوشم بی تو
دیدگاه ها (۲)

ناز چشمان تو و امروز و فردا کردنتمی‌کشد آخر مرا این‌پا و آن‌...

ای کاش روزگار، مرا زیر و رو کند!تا قلبِ من به رنجِ نبودِ تو ...

┅─═ঊঈ🀄 ️ঊঈ═─┅ می نویسم عشق و می لرزد دلم مینویسم عشق و اشکم ...

ازلبت واژه عسل ریخت که من مست شدمتو چه کردی به دلم تا که قلم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط