اشک رازیست

اشک رازیست
لبخند رازیست
عشق رازیست
اشک آن شب لبخند عشقم بود
#احمد_شاملو
دیدگاه ها (۸)

و برف آب شدشکوفه رقصید آفتاب درآمد. #احمد_شاملو

سرانگشتشگره می زد به گیسودلم می رفت و آنجا گیر می کرد.. #هوش...

وقتی عاشقمآب از انگشتانم فوران می‌کندو سبزه بر زبانم می‌روید...

و عشق هیچ نیست مگر اوو آفتاب هیچ نیستمگر روشنایی تدبیر روزها...

من هیچی نمیتونم بنویسم اشک و لبخند🥴

بگو چند این حس بین اشک و لبخند

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط