سال رویایی
سال رویایی
پارت ۱۰
[سونگمین] هرکدوم رفتیم سمت کلاسهامون. منم رفتم توی کلاس، بعد همونجایی که دیروز نشستم کیفم رو گذاشتم.
سونگمین: هنوز سهمی نیومده. هعییی
[سونگمین] معلم وارد کلاس شد.
سونگمین: این کیه؟ معلم جدید؟
معلم: سلام بچهها. من معلم جدیدتونم. البته یک ماه بیشتر نیستم. معلمتون چند روز به سفر رفته و من اومدم جاش. اسم من جونگ ههاین است. از ملاقات با شما خوشبختم.
یونا: میخوره معلم باحالی باشه.
لیا: آره. آقای جونگ
ههاین: بله
لیا: میشه بپرسم چند سالتونه؟
ههاین: خب...من ۳۶ سالمه.
یونا: سنش زیاده. (خنده)
ههاین: خب میخوام حضور و غیاب کنم.
[سونگمین] حضور و غیاب کرد. همه حاضر بودن اما سهمی غایب بود.
سوهیون: از اون بعیده که غایب باشه. (خنده)
[سونگمین] به صندلیش نگاه کردم.
سونگمین: امروز میرم سراغش.
خوب بود؟؟😅
پارت ۱۰
[سونگمین] هرکدوم رفتیم سمت کلاسهامون. منم رفتم توی کلاس، بعد همونجایی که دیروز نشستم کیفم رو گذاشتم.
سونگمین: هنوز سهمی نیومده. هعییی
[سونگمین] معلم وارد کلاس شد.
سونگمین: این کیه؟ معلم جدید؟
معلم: سلام بچهها. من معلم جدیدتونم. البته یک ماه بیشتر نیستم. معلمتون چند روز به سفر رفته و من اومدم جاش. اسم من جونگ ههاین است. از ملاقات با شما خوشبختم.
یونا: میخوره معلم باحالی باشه.
لیا: آره. آقای جونگ
ههاین: بله
لیا: میشه بپرسم چند سالتونه؟
ههاین: خب...من ۳۶ سالمه.
یونا: سنش زیاده. (خنده)
ههاین: خب میخوام حضور و غیاب کنم.
[سونگمین] حضور و غیاب کرد. همه حاضر بودن اما سهمی غایب بود.
سوهیون: از اون بعیده که غایب باشه. (خنده)
[سونگمین] به صندلیش نگاه کردم.
سونگمین: امروز میرم سراغش.
خوب بود؟؟😅
- ۱.۳k
- ۱۰ فروردین ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط