از زبان جونگکوک

از زبان جونگکوک
داشتیم حرف میزدیم که گوشیم زنگ خورد یه نگاهی کردم جیمین بود وقتی اسمش و دیدم یاد اون شب(شبی که رفت اونجا مست کردن)افتادم و ناخودآگاه لبخندی روی لبم اومد رفتم بیرون گوشیو جواب دادم
مکالمه کوک و جیمین
کوک.سلام خوبی؟
جیمین.سلام جونگکوک
کوک.بله کارم داری؟
جیمین.میگم یه....(اونایی که می‌فهمن یه عکس واقعیه یا فتوشاپ نمیدونم می بهش میگن؟)پیدا کردم اگر میخوای زنگ بزن بش
کوک.دمت گرم جیمین شمارشو بفرس
جیمین.فرستادم شب بخیر
کوک.شب بخیر
پایان مکالمه
دیدم فرستاده سریع عکسارو فرستادم براش که حلش کنه
گفت که تا فردا طول میکشه
رفتم داخل تهیان داشت نگام میکرد انگار منتظر بود بگم کی بود
قشنگ مشخص بود میخواد بگه کی بود چی گفت دختر حسود منه

از زبان تهیان
اومد داخل همینجوری داره نگام میکنه خوب بگو کی بود دیگه
اومد نشست
تهیان.بابا تا فردا اینجا هستیم؟
کوک.انگار دلت میخواد بیشتر بمونی؟
تهیان. ....
ب ک.خوب چرا میخواین برین عمارت ۱۵ تا اتاق داره بمونین
م ت. خیلی ممنونم این چند مدت واقعا زحمت دادیم
م ک.این چ حرفیه خوشحال میشیم اینجا باشیم
هاوین.خاله بمونین نگاه من با تهیان میرم شرکت(منشیه)بعدم باهم میریم باشگاه مردا ام که همش باهمن
م ک.خوب دیگه میمونین
تهیان.ممنونم دیگه کافیه
ب ک.اینجا راحت نیستی؟
تهیان.راحتم عمو ولی
ب ک.میدونم ولی امین امشب باید تصمیمتون و بگیرین
م ت.یا باهم میتونین باتمام میکنین همین امشب
هاوین.بلند شین برین بیرون حرف بزنین
تهیان.نیازی نی...
ب ت.تهیان بلندشو با دوست پسرت برو بیرون(جدی)
تهیان.چشم
رفتم بالا یه لباس پوشیدم(عکسش پارت بعد)
دیدگاه ها (۵)

رمان خون‌آشام من پارت ۴ته : اوو راس میگی خب بگو با دوستم رفت...

رمان : قلب در تاریکی

crazy spies | P¹-ایییی..هق..ت-تروخدا ب-بذار بر..-دهنتو ببندو...

کوک : من...... من....... مننننا. ت : کوک آنقدر من من نکنکوک ...

True Love①⑨تهیونگ: چیشده مامانم: من و برادرت و لیا یه چیز خو...

پارت۳

این عشق فیک نیستپارت 4//ویوی شب // //ویوی کوک// ...

فیک مافیاها پارت ۳۱ته: زود باش بانی بلند شوکوک: اههه بزار بخ...

پارت ۱۴_ اوکی..جیوو سریع از دستشویی اومد بیرون ولی شوگا چسبو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط