پاییز را دوست دارم

پاییز را دوست دارم
چون فصل مهربانی است
اصلا آنقدر مهربان است که با مهر می آید
با باران می ماند با آذر می رود
جنگل های قرمز و زرد و نارنجی
بارش باران های پی در پی، غرش ابرهای سیاه
شب های بلند و قار قار کلاغ‌ها،
همه ی اینها قافیه ای از یک غزل عاشقانه
پاییز است که باید در کنار آتش
با یک استکان چای همجوار او نوش جان کرد.
دیدگاه ها (۰)

مهم نیست چه میکنی..مهم آن است که هر دم از خود بپرسی، آیا دِل...

چرا ما چشمانمان را می‌بندیم وقتی:می‌بوسیم بغل می‌کنیم دعا می...

عشــق مساحت مشخصی ندارد!!!!گاهی به اندازه یک دل است و گاهی ب...

گاهی دل‌ها؛ بخاطر نگفته‌ها می‌شکند،بیایید به یکدیگر بگوییمکه...

🍃🌸دارد تمام می شود اردیبهشتی که بوی نابِ باران و شکوفه می دا...

داستان:هوای اوایل پاییز در شهر کوچک “نرگس‌زار” دل‌انگیز بود....

پارت ۱۴ ازدواج تحمیلی چشم‌های ا.ت سنگین بود. مثل این بود که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط