DREAM
P³
(دو ساعت بعد)
بعد دو ساعت بالاخره رسیدیم خونه
که بخاطر ترن هوایی که سوار شدیم حالت تهوع زیادی داشتم
پس تا رسیدیم خونه سریع به سمت دستشویی دویدم
بعد از چند دقیقه
صدای در زدن اومد و بعد هم صدای هیسونگ
هیسونگ:هی خوبی؟
ا.ت:اره فقط یکم حالت تهوع بود
هیسونگ:اگه چیزی نیاز داشتی بگو
ا.ت:باشه
بعد از اینکه هیسونگ رفت به صورتم یه اب زدم و اومدم بیرون
جیک:خوبی؟
ا.ت:اره
جونگوون:برو یکم استراحت کن
ا.ت:اره
من میرم یکم بخوابم
سونو:باشه
رفتم طبقه بالا و لباسم رو عوض کردم و گرفتم خوابیدم
(شش ساعت بعد)
حالا حالم بهتر شده بود ولی بشدت گشنه و گرمم بود پس بلند شدم لباسم رو به یه تاپ مشکی و یه شلوار بگ طوسی راحتی پوشیدم و موهام رو با کلیپس به بالا بستم
رفتم طبقه پایین به سمت آشپزخونه، تا پیتزایی که دیشب مونده بود رو از یخچال برداشتم و نشستم روی اپن و شروع به خوردن یک تیکه کردم
داشتم با آرامش میخوردم که صدایی از پشتم سرم اومد
نیکی:میدونستی که ساعت سه صبحه
سریع برگشتم که با چهره نیکی مواجه شدم
ا.ت:ترسوندیم
پوزخند صدا داری زد و اوند کنارم و تکیه داد به اپن
ا.ت:همه اینجا موندن
نیکی:اره
ا.ت:اها،حوصلم سر رفته
فیلم ببینیم؟
نیکی:باشه
جعبه پیتزا رو برداشتم و به سمت مبل حرکت کردیم و نشستیم
کنترل تلوزیون رو روشن کردم و یه فیلم رندوم انتخاب کردم
یکم که از فیلم گذشت جعبه پیتزا خالی رو روی میز گزاشتم و خوابیدم و سرم رو روی پاش گزاشتم
چند دقیقه گذشت که نفهمیدم چیشد و خوابم برد....
(ویو نیکی)
نفس هاش منظم شد و فهمیدم که خوابیده کنترل رو برداشتم تلوزیون رو خاموش کردم و آروم سرش رو از روی پام برداشتم و روی کاناپه گزاشتم و چون حوصله بال رفتن نداشتم
و نسبتا کاناپه پهن و بزرگی داشتن پشتش دراز کشیدم و من هم به خواب فرو رفتم
#انهایین #نیکی #سونگھون #جی #جیک #هیسونگ #سونو #جونگوون #فیکشن #فیک #کیپاپ #اهنگ #سرگرمی #مود #بی #بی_تی_اس #تهیونگ #جونگکوک #نامجون #کیم تهیونگ #کیمنامجون #جین کیم_سوک_جین #جیهوپ #جیمین #پارک جیمین #شوگا #استری_کیدز #هیونجین #فلیکس #چانگبین #سونگمین #جیسونگ #بنگ_چان #جونگین #لینو
(دو ساعت بعد)
بعد دو ساعت بالاخره رسیدیم خونه
که بخاطر ترن هوایی که سوار شدیم حالت تهوع زیادی داشتم
پس تا رسیدیم خونه سریع به سمت دستشویی دویدم
بعد از چند دقیقه
صدای در زدن اومد و بعد هم صدای هیسونگ
هیسونگ:هی خوبی؟
ا.ت:اره فقط یکم حالت تهوع بود
هیسونگ:اگه چیزی نیاز داشتی بگو
ا.ت:باشه
بعد از اینکه هیسونگ رفت به صورتم یه اب زدم و اومدم بیرون
جیک:خوبی؟
ا.ت:اره
جونگوون:برو یکم استراحت کن
ا.ت:اره
من میرم یکم بخوابم
سونو:باشه
رفتم طبقه بالا و لباسم رو عوض کردم و گرفتم خوابیدم
(شش ساعت بعد)
حالا حالم بهتر شده بود ولی بشدت گشنه و گرمم بود پس بلند شدم لباسم رو به یه تاپ مشکی و یه شلوار بگ طوسی راحتی پوشیدم و موهام رو با کلیپس به بالا بستم
رفتم طبقه پایین به سمت آشپزخونه، تا پیتزایی که دیشب مونده بود رو از یخچال برداشتم و نشستم روی اپن و شروع به خوردن یک تیکه کردم
داشتم با آرامش میخوردم که صدایی از پشتم سرم اومد
نیکی:میدونستی که ساعت سه صبحه
سریع برگشتم که با چهره نیکی مواجه شدم
ا.ت:ترسوندیم
پوزخند صدا داری زد و اوند کنارم و تکیه داد به اپن
ا.ت:همه اینجا موندن
نیکی:اره
ا.ت:اها،حوصلم سر رفته
فیلم ببینیم؟
نیکی:باشه
جعبه پیتزا رو برداشتم و به سمت مبل حرکت کردیم و نشستیم
کنترل تلوزیون رو روشن کردم و یه فیلم رندوم انتخاب کردم
یکم که از فیلم گذشت جعبه پیتزا خالی رو روی میز گزاشتم و خوابیدم و سرم رو روی پاش گزاشتم
چند دقیقه گذشت که نفهمیدم چیشد و خوابم برد....
(ویو نیکی)
نفس هاش منظم شد و فهمیدم که خوابیده کنترل رو برداشتم تلوزیون رو خاموش کردم و آروم سرش رو از روی پام برداشتم و روی کاناپه گزاشتم و چون حوصله بال رفتن نداشتم
و نسبتا کاناپه پهن و بزرگی داشتن پشتش دراز کشیدم و من هم به خواب فرو رفتم
#انهایین #نیکی #سونگھون #جی #جیک #هیسونگ #سونو #جونگوون #فیکشن #فیک #کیپاپ #اهنگ #سرگرمی #مود #بی #بی_تی_اس #تهیونگ #جونگکوک #نامجون #کیم تهیونگ #کیمنامجون #جین کیم_سوک_جین #جیهوپ #جیمین #پارک جیمین #شوگا #استری_کیدز #هیونجین #فلیکس #چانگبین #سونگمین #جیسونگ #بنگ_چان #جونگین #لینو
- ۹۱۲
- ۰۵ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط