سناریو از ایتا:

سناریو از ایتا:
اینجا با هم ازدواج کردین
یه عصر بارونی بود و تو رو مبل نشسته بودی و با گوشیت ور میرفتی که...
ایتا: عسلم نمیخوای شام بزاری ؟
تو: تو کی اومدی؟
ایتا: از وقتی گشنم شد.
تو: خو برو یه چیزی بخور عزیزم.
ایتا: چی بخورم؟ لبات یا جای دیگت؟
یهو قرمز شدی : منظورم اون نبود منحرف‌.
ایتا آروم خندید و اومد کنارت نشستم و لب هاش رو لب هات کشید.
ایتا: تو خوشمزه ترین خوراکی دنیایی
تو: دیگه داری لوس میشیا
این بار لب هاش رو محکم رو لب هات فشار میده و یه بوسه عمیق ازت میگیره و تو هم همراهیش میکنی
بعد از چند ثانیه از هم جدا شدید
تو: سیر شدی الان؟
ایتا: نه هنوز گشنمه، بیشتر میخوام.
و دوباره بوسیدت
پایان!
ببخشید که ریدمممم
دیدگاه ها (۰)

عملیاتشون موفقیت آمیز بود.#هایکیو .....#انیمه #آهنگ #سناریو ...

یوجیعلی #یوجی#جوجوتسو_کایسر .....#انیمه #آهنگ #سناریو #هنتای...

ولی باید قبول کنیم ورژن پسر این بانو خیلی خوشگل تره

دستاتو دور گردنش حلقه کردی، فلیکس وقتی حلقه‌ی دست‌هات رو دور...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط