برای دل خودم می نویسم ...

برای دل خودم می نویسم ...



برای دلتنگی هایم



برای دغدغه های خودم



برای شانه ای که تکیه گاهم نیست !



برای دلی که دلتنگم نیست ...



برای دستی که نوازشگر زخم هایم نیست ...



برای خودم می نویسم !



بمیرم برای خودم که اینقدر تنهاست !.!.!.!
دیدگاه ها (۷)

قبـפּﻝ בارےسخـت تریـטּ ڪار בنیـابے محلے کرבטּ بـﮧ ڪسیـﮧ ڪـﮧب...

بغض کرده ام ...این بغض لعنتی ...باهیچ چیز نمی شکند !!!صدایت ...

بعد از این خوب و بدش باشد پای خودمانانتخابی است که کردیم برا...

این زندگی به کار نیامد ما هم در آن به کار نرفتیم این زندگی ش...

دستت را که میگیرممی دانم ناب تر از تو دست های تو دستی نیست !...

😞🧡... می‌نویسم از تو با عشق با تپش‌های دلم.هر واژه‌ات نبضی‌س...

باباجونم«می‌پرسم از این شب‌های بی‌سحر:این دل که تنگ است، به ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط