نترسی گل بارونم منو از شب نترسونم

نترسی گل بارونم منو از شب نترسونم

نگو از تلخی دنیا دلم تنگه بخندونم

بکش سرمه توی چشمات حریر مخمل و تن کن

بیا توی شب شعرم چراغ ماه و روشن کن

نمی ترسی حتی ستاره شیشه ای باشه

گلابدون بلور ما گلاب نورو می پاشه

وقتی یاد هم هستیم خدا تو قصه ها گم نیست

دلامون چشمه مهر حریص خاک و گندم نیست

ببین میخنده نیلوفر روی بام و در و ایوون

قشنگ رقص پروانه توی موسیقی بارون

قشنگه با تو بیداری اگه دنیا توی خوابه

چرا چشمات غزال من همیشه مات مهتابه

تو حرفات مثه لالایی غم خواب عروسک نیست

واسه عاشق شدن هیشکی تو دنیای تو کوچک نیست

واسه ما پنجره یعنی تماشای صنوبرها

تو وقت دونه پاشیدن ضیافت از کبوترها
دیدگاه ها (۲)

آره پیروز شدم قلب غمو شکستمقصر عشقو فتح کردم تو دلش نشستمبه ...

این بوی همون عطرِ ازش خاطره داری این عکسِ همونیه که تنهاش نم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط