جواد در سوریه مجروح شد...

جواد در سوریه مجروح شد...
بعد ها که برگشت برایم گفت:
وقتی که تیر خوردم شما و دخترم فاطمه آمدید جلوی چشمم، و به شماها فکر کردم همین باعث شد شهید نشوم.
گفتم: امیدوار شدم، چون نمیتونی به ما فکر نکنی پس هیچ وقت شهید نمی شوی.
جواد کمی مکث کرد و گفت : دلبستگی مال همه است، همه به چیزهایی توی دنیا دل بستگی دارند. ان شاء الله آن موقع چیزی بهتر و بالاتر را نشان‌مان می دهند و آرام می‌شویم و دل می کَنیم...

✍🏻 راوی خانم سلیمانی همسر شهید مدافع حرم جواد محمدی

📕 دختر ها بابایی اند صفحه ١۴١

🇮🇷 شادی ارواح طیبه شهدا صلوات

🌺الَّلهُمَّ صلِّ عَلی مُحَمَّدٍ و آلِ مُحَمَّد و عجِّل فَرَجَهُم🌺

http://sapp.ir/ghoorani
دیدگاه ها (۲)

خاطره ای از شهید مدافع حرم لبنانیابراهیم شهابراوی : خواهر شه...

باید حدود ۴۰ سال می‌گذشت تا مردم باورشان شود شاهرخ ضرغام‌ها ...

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ السلام علیک یا فاطمه ا...

.حجاب یه انتخابه که با دل و جونم دوسش دارم هر چی بیشتر منو ب...

🌹نحوه اسارت شهید مدافع حرم، محسن حججی♦️محمد اسلامی:حسین فرما...

حرفهای دل دختری که آرزوی شهادت دارداقا قبول ما دختریم...اقا ...

🍀 روایت جانباز مدافع حرم حبیب_عبدالهی از کربلای خانطومان در ...

احمد تشنه شهادت و همیشه نگران مردن در بستر بود. همیشه می گفت...

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ السلام علیک یا فاطمه ا...

تورجی هم پرواز کرد..!!!رفتم پیش جواد محب، فرمانده گروهان خود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط