ماییم و

ماییم و
شبِ تار و
غم یار و
دِگر هیچ...
دیدگاه ها (۷)

نترسم که با دیگری خو کنیتو با من چه کردی که با او کُنی؟

دانی از دولت وصلت چه طلب دارم؟ هیچ!"یادِ تو" مصلحت خویش ببرد...

ذوقی چِنان ندارد بی دوست زِندگانی.....

همدیگرو....با حرفامون به دست میاریم،با رفتارمون.....از دست م...

عاشقانه های شبنم

آن چیز که در سینه‌ی من بود، دگر نیستآن عشق که جان‌مایه‌ی غم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط