به چشم التماس من چه بیرحمانه زیبایی
به چشم التماس من چه بیرحمانه زیبایی
سیه گیسو ،کمان ابرو ، رخت همچون معمایی!
تو میرفتی و پشتت قلب من در دست من می مرد
بیا این جسم بی جان را تو خالق شو به تنهایی
همه خندیده اند از بس به حالم بعدِ تو دیگر
رها کردم وطن را رفته ام در عمقِ صحرایی
نمی دانم تو رفتی یا که من گم گشته ام در تو
کشیدم روی دوش خود تمام بارِ رسوایی
تفال میزنم در این بیابان با مه و مهتاب
*بگفتا که غلط باشد همه رویای سودایی
سیه گیسو ،کمان ابرو ، رخت همچون معمایی!
تو میرفتی و پشتت قلب من در دست من می مرد
بیا این جسم بی جان را تو خالق شو به تنهایی
همه خندیده اند از بس به حالم بعدِ تو دیگر
رها کردم وطن را رفته ام در عمقِ صحرایی
نمی دانم تو رفتی یا که من گم گشته ام در تو
کشیدم روی دوش خود تمام بارِ رسوایی
تفال میزنم در این بیابان با مه و مهتاب
*بگفتا که غلط باشد همه رویای سودایی
- ۴.۸k
- ۱۹ تیر ۱۴۰۰
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط