سرنوشت تو و گذشته من پارت ۱۳
سرنوشت تو و گذشته من پارت ۱۳
( علامت جیمین ∆+-+-+-+-+-+-+-+----++-+-+-+-+-+-+---+
کوک: ....( جیغ) ( بعد از اینکه جیغ میکشه یهو دستی از پشت دور کمرش حلقه میشه)
∆: کجا بودی لعنتی
+: هیونگگگگگ
-: ازش فاصله بگیر جیمین
+: براچی باید هیونگم ازم فاصله بگیره؟؟؟؟
-: خفه
∆: به تو مربوط نی
-: هه واقعا ؟
( یهو تهیونگ دست کوک رو میگیره سمت خودش میکشه و در گوشش مگه ) اگ نمیخای امشب بری سر قبر هیونگت ازش فاصله بگیر
+: ...چ شم
+: ببخشید هیونگ ولی نزدیکم نیا
∆: چی در گوشش گفتی عوضی
-: بریم کوک
+: وایستا
( کوک محکم جیمین رو بغل میکنه و جیمین ی کاغذ تو جیب کوک میزاره )
-: کوککککک
+: اومدم خدافظظظظ جوجه رنگی
( کوک دست تهیونگ رو میگیره و تو بازار چرخ میزنند )
-: اول لباس بگیریم
+: هوم
( وارد ی مرکز خرید میشن )
-: من همینجا وایمیسم برو بخر
+: باشه
( کوک شروع میکنه و چشمش به ی لباس سفید میافته و برش میداره) ( نیم ساعت بعد )
+: تموم شد تهیونگ ( کوک وقتی میبینه تهیونگ نیست لباش آویزون میشه و به گریه میافته )
-: اه اه آب دماغو
( کوک سریع صورتش پاک میکنه و محکم تهیونگ رو بغل میکنه )
-: اه لازم یادآوری کنم من اربابتم یانه ؟
+: ترسیدم
-: ولم کن
+: کجا بودی ( تهیونگ رو ول میکنه )
-: اینو گرفتم ( کوک با هزار امید پلاستیک رو از دستش میگیره ذهن کوک: وایییی لابد خوراکی هست مثل تو فیلما )
( تهیونگ ذهن کوک رو میخونه و میخنده )
( کوک سرشو تو پلاستیک میکنه و فقط دوتا وات پلانگ خرگوشی و ویبراتور میبینه با دسبند صورتی سرشو با ناامیدترین و پکر ترین حالت بیرون میاره )
-: فضولی تموم شد ؟
+: بگیر منو باش منننن هنوز ۱۷ سالمههههه
-: اره نمیدونم ی بند خدایی به نام کوک تو گوشیش ۲۷ تا پورن داشت
+: ....اون اون خو
ـ: تو همیشه میخاسی بری زیرم مگر نه
+: من فقط..... ادامه دارد شرط ۱۵ لایک
( علامت جیمین ∆+-+-+-+-+-+-+-+----++-+-+-+-+-+-+---+
کوک: ....( جیغ) ( بعد از اینکه جیغ میکشه یهو دستی از پشت دور کمرش حلقه میشه)
∆: کجا بودی لعنتی
+: هیونگگگگگ
-: ازش فاصله بگیر جیمین
+: براچی باید هیونگم ازم فاصله بگیره؟؟؟؟
-: خفه
∆: به تو مربوط نی
-: هه واقعا ؟
( یهو تهیونگ دست کوک رو میگیره سمت خودش میکشه و در گوشش مگه ) اگ نمیخای امشب بری سر قبر هیونگت ازش فاصله بگیر
+: ...چ شم
+: ببخشید هیونگ ولی نزدیکم نیا
∆: چی در گوشش گفتی عوضی
-: بریم کوک
+: وایستا
( کوک محکم جیمین رو بغل میکنه و جیمین ی کاغذ تو جیب کوک میزاره )
-: کوککککک
+: اومدم خدافظظظظ جوجه رنگی
( کوک دست تهیونگ رو میگیره و تو بازار چرخ میزنند )
-: اول لباس بگیریم
+: هوم
( وارد ی مرکز خرید میشن )
-: من همینجا وایمیسم برو بخر
+: باشه
( کوک شروع میکنه و چشمش به ی لباس سفید میافته و برش میداره) ( نیم ساعت بعد )
+: تموم شد تهیونگ ( کوک وقتی میبینه تهیونگ نیست لباش آویزون میشه و به گریه میافته )
-: اه اه آب دماغو
( کوک سریع صورتش پاک میکنه و محکم تهیونگ رو بغل میکنه )
-: اه لازم یادآوری کنم من اربابتم یانه ؟
+: ترسیدم
-: ولم کن
+: کجا بودی ( تهیونگ رو ول میکنه )
-: اینو گرفتم ( کوک با هزار امید پلاستیک رو از دستش میگیره ذهن کوک: وایییی لابد خوراکی هست مثل تو فیلما )
( تهیونگ ذهن کوک رو میخونه و میخنده )
( کوک سرشو تو پلاستیک میکنه و فقط دوتا وات پلانگ خرگوشی و ویبراتور میبینه با دسبند صورتی سرشو با ناامیدترین و پکر ترین حالت بیرون میاره )
-: فضولی تموم شد ؟
+: بگیر منو باش منننن هنوز ۱۷ سالمههههه
-: اره نمیدونم ی بند خدایی به نام کوک تو گوشیش ۲۷ تا پورن داشت
+: ....اون اون خو
ـ: تو همیشه میخاسی بری زیرم مگر نه
+: من فقط..... ادامه دارد شرط ۱۵ لایک
- ۵.۷k
- ۰۲ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط