درد میکشم . . . . !

درد میکشم . . . . !
درد . . . !

هم تلخ است ، هم ارزان !
هم گیراییش بالاست !
هم اینکه تابلو نمیشوم !

عزیزی . . . .

که مرا به درد معتاد کرد ناباب نبود !
اتفاقا باب باب بود . . . ،

فقط نگفته بود ماندنی نیست . . . .

همین . . . ! ! ! !
دیدگاه ها (۲)

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 43سلام بچه هاامیدوار...

تکاپو پارت ۹۱:چای سبز؟ 🍵🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍نور طلایی صبح، آرام از میا...

پارت دوم روزها می‌گذشت و اضطراب، مثل ماری دور قلبم می‌پیچید....

وقتی جونگ‌کوک محافظ شخصیت بود و تنها چیزی که اجازه نداشت، عا...

پارت:¹°°°°°باران با بی‌رحمی به پنجره‌های بلند عمارت جئون می‌...

تو دلقک بودی و من شینیگامی تو

تناسخ به دنیایی دیگر پارت ۴۴

ترس شیرین pt 42-چرا همون موقع که گفتم نرفتی +برای اینکه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط