پارت
پارت ۷۷۷
رمان MAM
به قلم م.ا
کپی و نشر رمان حتی با ذکر نام نویسنده حرام میباشد..
_شت همینو کم داشتیم واقعا...
_/خیلی واسم اشنایی..
_هوم خب من مبینام دوست صمیمی و هم خونه ت...
_/اها...چه خوب...یه چیزی بپرسم؟
_بپرس...
_/تو میگی دوست صمیمی من هستی دیگه؟
_اره...
_/من ازدواج کردم؟
_اره چطور...
_/باورم نمیشه با اون یارو ازدواج کرده باشم خیلی نچسبه...
_کی ارمان؟!نچسب!؟ نه بابا پسر پایه ایه...
_/ارمان کیه ...سینارو میگم نکنه با دو نفر ازدواج کردممم!!!
_اها نه بابا تو با ارمان ازدواج کردی سینا زر میزنه...بیا بریم پیش ملی اونم بشناس...شاید حافظه ت برگشت...
_/ملی کیه؟!
_بیا خودت میفهمی...
دستشو گرفتم از اتاق اوردم بیرون...
رمان MAM
به قلم م.ا
کپی و نشر رمان حتی با ذکر نام نویسنده حرام میباشد..
_شت همینو کم داشتیم واقعا...
_/خیلی واسم اشنایی..
_هوم خب من مبینام دوست صمیمی و هم خونه ت...
_/اها...چه خوب...یه چیزی بپرسم؟
_بپرس...
_/تو میگی دوست صمیمی من هستی دیگه؟
_اره...
_/من ازدواج کردم؟
_اره چطور...
_/باورم نمیشه با اون یارو ازدواج کرده باشم خیلی نچسبه...
_کی ارمان؟!نچسب!؟ نه بابا پسر پایه ایه...
_/ارمان کیه ...سینارو میگم نکنه با دو نفر ازدواج کردممم!!!
_اها نه بابا تو با ارمان ازدواج کردی سینا زر میزنه...بیا بریم پیش ملی اونم بشناس...شاید حافظه ت برگشت...
_/ملی کیه؟!
_بیا خودت میفهمی...
دستشو گرفتم از اتاق اوردم بیرون...
- ۵.۶k
- ۰۱ تیر ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۱۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط