‌ ‌

‌ ‌


منتظر بودم که بگشاید
به رویم آسمانِ تار
دیدگانِ صبحِ سیمین را،
تا بنوشم از لبِ
خورشیدِ نورافشان
شهدِ سوزانِ هزاران بوسه‌ی
تبدار و شیرین را ...

#فروغ_فرخزاد



دیدگاه ها (۰)

‌ ‌ تو نیستیو جهان با تمام دارایی‌هایش،اتاقی‌ست کاهگِلی!نه ر...

‌ من در میان این کوچه‌هاو در این شب‌هاکه انگار صبح ندارددارم...

آغاز مراسم تشییع پیکر ۱۰۰ شهید در غزه🔹مراسم تشییع پیکر ۱۰۰ ش...

★𝓒𝓐𝓛𝓛 𝓜𝓨 𝓓𝓐𝓓𝓨 ★𝒑𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟐ویو آنیا منتظر بودم که دیدم کوک با پاس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط