درخواستی جیهوپ

درخواستی جیهوپ
موضوع : اسلاید دوم


پارت اول

بارون نرم‌نرمک روی پنجره‌های استودیو می‌بارید. شب بود، اما چراغ‌های داخل سالن تمرین روشن‌تر از هر ستاره‌ای می‌درخشیدند.

موسیقی بلند و پرهیجان "آخرین MV" فضای اتاق رو پر کرده بود و هوسوک با تمام وجودش مشغول تمرین بود. قطرات عرق از شقیقه‌هاش پایین می‌اومدن اما حتی یک لحظه هم توقف نمی‌کرد.


اون‌ور سالن، نگار ـ دوست دخترش ـ ایستاده بود،بازوهاش رو روی سینه‌اش جمع کرده بود و بهش خیره شده بود.

نگار یکی از بهترین دنسرا توی یه گروه دخترونه بود، و چیزی که باعث شد اون و هوسوک عاشق هم بشن، همین عشق مشترکشون به رقص بود. اما حالا، بین‌شون دیگه فقط عشق نبود. حسادت، خستگی، فاصله، و مهم‌تر از همه، یه پروژه لعنتی که هوسوک همه وقتشو پاش می‌ذاشت.


نگار گفت:

— «هوسوک... ما قراری داشتیم. گفتی امشب مال ماست.»

هوسوک سرش رو پایین انداخت، نفس‌نفس می‌زد.

— «نگار، این پروژه آخرمه، باید بی‌نقص باشه. قول می‌دم جبران کنم.»

— «تو همیشه قول می‌دی. ولی هیچ‌وقت عمل نمی‌کنی. همیشه یه چیزی مهم‌تر از من هست. الانم این MV لعنتی.»

نگار رفت سمت در، اما قبل از رفتن برگشت:

— «یه روز می‌فهمی که کی واقعاً برات مهم بود.»


در رو بست.
صداش مثل پتک خورد به قلب هوسوک. اما اون ادامه داد. باید اجرا رو تموم می‌کرد. باید «بی‌نقص» می‌بود.


***


چند هفته گذشت.

MV پخش شد. ترکوند. هوسوک تبدیل به نماد قدرت و استقامت شد. همه جا ازش حرف می‌زدن. اما گوشیاش هنوز پر از پیام‌های نخونده‌ی نگار بود. نخونده، نه اینکه نخواد، بلکه نمی‌تونست. چون می‌دونست از دستش داده.


ادامه دارد....
دیدگاه ها (۰)

پارت دوم (اخر)ولی زندگی پر از سرعت بود. توی یکی از شوهای بزر...

درخواستی یونگی موضوع : اسلاید دوم پارت اول صدای باد میان درخ...

پارت دوم (اخر)نگاهم کرد. لبخند زد.– "بالاخره پیدام کردی... م...

درخواستی نامجون موضوع : اسلاید دوم پارت اول باران آرام روی آ...

my black cat

my littel boy

my littel boy

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط