چند پارتی درخواستی
چند پارتی درخواستی..
پارت.۱
ویو ا.ت
هوا سرد بود..
دستام بی حس شده بود ولی نمیتونستم به یونگی بگم.
وضع اون از من بدتر بود.
حتی..تو این هوای سرد.
کاپشنش رو داده بود به من..
شاید براتون جای سوال باشه که چرا ما نمیریم خونه..
خب...
فلش بک به دیروز
پدر ا.ت: نه من موافق نیستم.
یونگی: ولی من دخترت رو دوست دارم.
پدر ا.ت: خب که چییی؟
ا.ت: پدر منم دوستش دارم..پس اجازه بده.
پدر ا.ت: میگم نه شما بدرد هم نمیخورید.همین و بس.
یونگی: آقای..
پدر ا.ت: خفه شووو..گمشو بیرون..
پایان فلش بک
امروز ساعت چهار صبح فرار کردیم و داریم میریم بوسان..
ادامه دارد...
پارت.۱
ویو ا.ت
هوا سرد بود..
دستام بی حس شده بود ولی نمیتونستم به یونگی بگم.
وضع اون از من بدتر بود.
حتی..تو این هوای سرد.
کاپشنش رو داده بود به من..
شاید براتون جای سوال باشه که چرا ما نمیریم خونه..
خب...
فلش بک به دیروز
پدر ا.ت: نه من موافق نیستم.
یونگی: ولی من دخترت رو دوست دارم.
پدر ا.ت: خب که چییی؟
ا.ت: پدر منم دوستش دارم..پس اجازه بده.
پدر ا.ت: میگم نه شما بدرد هم نمیخورید.همین و بس.
یونگی: آقای..
پدر ا.ت: خفه شووو..گمشو بیرون..
پایان فلش بک
امروز ساعت چهار صبح فرار کردیم و داریم میریم بوسان..
ادامه دارد...
- ۴.۵k
- ۰۳ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط