من که عمری پا به پایت آمدم تا کوی یار

من که عمری پا به پایت آمدم تا کوی یار
از چه رو اکنون چنین، در غصه خوابم کرده ای
دیدگاه ها (۱)

خواهم که بگسلم ز خود از افتراق تو جانم به لب رسیده دگر از فر...

چوب حراج می زنم آخر به جانِ خویش غم مشتری من شده دور از وفاق...

خانه ات آباد ای دل ، بَس خرابم کرده ای چون طبیب حاذقی ، اکنو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط