زوج جوانی در کنار هم نشسته بودند و دختر شدیدا غمگین بود.

زوج جوانی در کنار هم نشسته بودند و دختر شدیدا غمگین بود. شوهرش بهش گفت :تو دومین دختر زیبایی هستی که توی عمرم دیدم. و دختر با حالت تعجب پرسید پس اولیش کیه؟ شوهر گفت :خودت هستی وقتی تبسم روی لب داری
دیدگاه ها (۶)

حسرت یعنی روبرویم نشسته ای و باز خیسی چشمانم را آن دستمال خش...

ﺑﺎﺯ ﺷﺐ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﺍﺳﺖ...ﻫﺮ ﺷﺐ ﮐﻪ ﺩﺳﺘﻢ ﺭﺍ ﺗﻨﻬﺎﺑﺮ ﺷﺎﻧﻪ ﻫﺎﯼ ﺷﺐ ﻣﯽ ﮔﺬ...

30 ثانیه زمان کمی نیست100بار میشود پلک زد60بار میشود گفت "دو...

#چندخاطره🔸شهادت خانوادگی قشنگتره...روایتی از شهادت زوج شهید ...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_11_دیگه نترس من پیشتم..مظلوم...

پارت چهار

هوسوک یکم سکوت کرد. نگاهش از روی دستت سرخورد روی چشمهات. لحن...

پشت نگاه سردت.. 19تهیونگگوشی رو روی تخت گذاشتم و چند لحظه به...

p¹⁶(پنج سال بعد...)زمان، مثلِ جریانِ خونسردِ خون تویِ رگ‌ها،...

.𝓜𝓮, 𝔂𝓸𝓾 𝓪𝓷𝓭 𝓪 𝓷𝓸من°تو°و°یک°نه.🪄.🔮.🪄پارت۳۳:ظهر بود، کافهی دا...

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ⁴³. 𝑚𝑎𝑛𝑑𝑎𝑡𝑜𝑟𝑦 𝑠𝒉𝑎𝑟𝑒..𝓶𝓪𝓷𝓭𝓪𝓽𝓸𝓻𝔂 𝓼𝓱𝓪𝓻𝓮.میا چند ثانیه فقط...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط