خواب بودی حیفم آمد بالبت بازی کنم

خواب بودی حیفم آمد بالبت بازی کنم
پیش خودگفتم کمی تمرین خودسازی کنم
پیش خودگفتم نمیخواهم در آغوشت کشم
یا نمیخواهم دگرازلعل شیرینت چشم
عهدکردم اندکی ازخودنگهبانی کنم
شوق لمس روی تودرسینه زندانی کنم
عهدکردم نازنینم گرچه باچشم ترم
لذت بوییدنت راازسرم بیرون کنم
تاکه گفتم چشم توازسربرون خواهم نمود
یک کلام والسلام الاهمین بودونبود
چشم واکردی نشد عقل خودم راضی کنم
من غلط کردم غلط کردم که تمرین خودسازی کنم...
دیدگاه ها (۸۰)

گفتم روم ک چشمت مایل ب خواب استبگشود زلف وبگفتا بنشین ک شب د...

من و خورشید نشستیم و توافق کردیمصبح را با طپش قلب تو آ...

۱۷ آبان ماه تولد اسطوره فراموش نشدنی پرسپولیس8❤ ️ تولدت مبار...

هوای سردتنهایی فقط یک کوچ میخواهدمرا ازاین همه سرما ببرقشلاق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط