همسر شهید امیر سیاوشی

همسر شهید امیر سیاوشی:

ظهر شده بود. برای ناهار کنار یک رستوران ماشین رو نگه داشت.
رفت ناهار گرفت و آورد تو ماشین که با هم بخوریم چند دقیقه ای که گذشت یکی از این بچه های فال فروش به ماشینمون نزدیک شد.

امیر شیشه رو پایین آورد و از کودک پرسید: غذا خورده یا نه؟!
وقتی جواب نه شنید، غذای خودش رو نصفه رها کرد و دست بچه رو گرفت و برد تو رستوران....
وقتی برمیگشتن کودک میخندید و حسابی خوشحال بود.
دیدگاه ها (۰)

✨ #روز_شمار_دفاع_حرم 🕊#شهید_محمد_اکرم_ابراهیمی #شهید_مدافع_ح...

✨🦋بر‌حاشیـه‌برگ‌شقایق‌بنویسـید"گل‌"‌تاب‌فشـار‌در‌و‌دیوار‌ندا...

🔴یمن پاسخ تهدید نتانیاهو را داد🔹الجزیره:اسرائیل تهدید کرده ا...

امام علی علیه السلام: «إنَّ أسعَدَ الناسِ في الدنيا مَن عَدَ...

عشق غیر ممکن. Part 1 از زبان جونگ کوک. امروز اصلا حوصله ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط