من یک عشق...

من یک عشق...
از جنس داغ آغوش تو میخواستم....
یک بوسه...
به چسبندگی لب های تو میخواستم....
یک نوازشگر..
به لطافت گرمایِ دست های تو میخواستم‌...
من یک عاشق...
خاص به دیوانه گیِ تو میخواستم...
برای بودنم، نرفتنم,
من یک تو میخواستم فقط....
برای معشوقه ماندنم
دیدگاه ها (۱)

برای آدمی مثله منفصل های خدا همهمیشه از چشمانتوشروع می‌شودام...

سکوت...همیشه هم خوب نیست!این را وقتی که من سکوت کردم،و دیگری...

آغوشِ تــــــــــو که باشد ....خواب دیگر بهانه ای برایِ خستـ...

دســت نوشتــه هــای عمــو هیــون قسمــت یـازدهـم عاشق همیش...

آنگاه بود که فهمیدم بعد از سال ها فهمیدم که رویایی در بیداری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط