خیال آغوشت که باشد

خیال آغوشت که باشد
هیچ زمستانی
سرد نیست
تاروپود نفسهایت
تن پوش میشود
عریانی تن کبودم را
دیدگاه ها (۳)

دیدارتوگرصبح ابد هم دهدم دستمنسرخوشم ازلذت این چشم به راهی.....

تومثل تمام رفتن ها هستی کهبرمیگردیومن مثل تمام برگشتنهااینجا...

صبح آمدهبرخیز که خورشید تویی...درعالم ناامیدیامید تویی...درج...

تو دوست داشتنت را به من بسپار ،تا با تاروپود جانمبهترین تن پ...

امشب هر ذره از وجودمشعر میشود،بی‌تابِ خواستنتانگار تمام واژه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط