تــو کیستی که مــن اینگونه بی تــو بی تابم

تــو کیستی که مــن اینگونه بی تــو بی تابم

شــب از هجــوم خیـــالت، نمـــی برد خـــوابم

تـــو کیستی که مـــن از هر مــوج تبسم تـــو

بـــه ســـان قـــایق ســرگشته، روی گردابــم

چـــــه آرزوی محالیســت زیـــــستن بـــا تــــو

مـــرا همیـــن بگذارند: یـــک سخـــن بـــا تــو ...
دیدگاه ها (۴)

گفتم تو شیرین منیگفتی تو فرهادی مگر؟گفتم خرابت می شومگفتی تو...

تمام تو مال من استو من خودخواهمدر مالکیت ت_❤_و...من لجبازمدر...

عشق حتی با تماشا هم سرایت میکند....من پریشان تو و جمعی پریشا...

ازمن تاخداراهی نیست....فاصله ایست به درازای من تا من..... ...

چشم مےبندم خودم را لحظہ‌اے گم مےڪنمدست و آغوش «تو» را عالے ت...

چشم مےبندم خودم را لحظہ‌اے گم مےڪنمدست و آغوش «تو» را عالے ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط