این چندمین نامه است #بابا، می نویسم 

این چندمین نامه است #بابا، می نویسم 
هرچند  یادت نیست،  اما می نویسم 
دیروز هم برگشت خورده نامه  هایم 
من با  امید این نامه  ها را می نویسم 
امروز با سارا کمی  دعوایمان شد 
از قهر ها، از آشتیها می نویسم 
خانم معلم، نمره  عالی به من داد 
او گفت: من با #عشق انشا می نویسم 
مادر برایم قصه  ای از #کربلا گفت 
در نامه  ام عین همان را می نویسم 
او از تحمل گفت از  یأسی سه  ساله 
از #تشنگی، از صبر، دریا می نویسم 
از دختری کوچک که نامش هم #رقیه است 
از بی وفایی های دنیا می نویسم 
بابا!  دلم ابری است میل گریه دارد 
#دلتنگی ام را از همین  جا می نویسم 
این نامه را هم پست خواهم کرد امروز 
اما برایت باز فردا می نویسم

خدیجه پنجی
دیدگاه ها (۳)

*مامان پروانه کنج برگه‌ام نوشته بود:«خانم معلم، مرتضا نقطه‌ه...

‌ به جای چند شاخه « گل پُز » . . . یک هفته بیشتر به سالگرد ن...

.️اولین بار که به صورتش خیره شدم سر سفره ی عقد بود. وقتی داش...

️اولین بار که به صورتش خیره شدم سر سفره ی عقد بود. وقتی داشت...

یاد ِ آن روزی که ما هم "آب بابا" داشتیمدفتر ِ خط خورده ی ِ م...

یاد ِ آن روزی که ما هم "آب بابا" داشتیمدفتر ِ خط خورده ی ِ م...

ياد ِ آن روزي که ما هم "آب بابا" داشتيمدفتر ِ خط خورده ي ِ م...

یاد ِ آن روزی که ما هم "آب بابا" داشتیمدفتر ِ خط خورده ی ِ م...

اولین بار که به صورتش خیره شدم سر سفره ی عقد بود. وقتی داشتم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط