علیرضا_افتخاری: می خواستم خودکشی کنم! آقای احمدی_نژاد خیر

علیرضا_افتخاری: می خواستم خودکشی کنم! آقای احمدی_نژاد خیر نبینید



خواننده سنتی کشور که در مراسم تبلیغاتی دکتر احمدی نژاد وی را در آغوش گرفته بود حالا با شدت عصبانیت از گذشته خود پشیمان است! مشروح صحبت های وی را بنقل تهران آنلاین می خوانیم:

آقای احمدی‌نژاد جوری خودش را به آغوش من انداخت که انگار من یوسف گم گشته ایشان بودم. یک جوری به من چسبید و من را بوسید و پشت‌سر هم این اتفاقات را شکل دادند که… بابا بوسیدن یک بار، دو بار… جمله بعدی‌ام را امیدوارم جرات انتشارش را داشته باشید ولی من طناب خریده بودم خودکشی کنم. فشار بدی روی من و خانواده‌ام بود. 

 سوپر مارکت محل به من جنس نمی‌فروخت! آرایشگر محل ما می‌گفت آقا وقتی شما روی این صندلی می‌نشینید دیگر هیچکس به مغازه من نمی‌‌آید و عذر‌خواهی می‌کرد و مودبانه می‌گفت دیگر نیایم. آژانس به من ماشین نمی‌داد. مردم تا این حد تحت تأثیر قرار گرفته بودند و امیدوارم این صحبت‌ها به درستی به گوش مردم برسد. حرف آخرم هم این است که آقای احمدی‌نژاد خیر نبینید. آقای ضرغامی خیر نبینید. و قطعاً خیر نخواهند دید. در این موضوع شک ندارم. چون من حقم این نبود. من بعد از ۳۰ سال خواندن با تمام وجود، این حقم بود؟ بعد از سی و خرده‌ای سال این حق من و خانواده‌ام نبود.

مدت‌ها کلاه می‌گذاشتم روی سرم و برای خرید این‌ور و آن‌ور می‌رفتم. اگر هم کسی من را می‌شناخت، برخوردهای اهانت‌آمیز و زشتی می‌شد. خوب یادم هست وقتی در فرودگاه وارد سالن انتظار شدم و نشستم، حدفاصل ده متری من همه مردم از صندلی‌ها بلند شدند و اطرافم خالی شد. دوستان من دیگر من را مهمانی‌های خودشان هم دعوت نمی‌کردند و می‌ترسیدند بلایی سر بچه‌هایشان بیاید. می‌گفتند علیرضا تو دوست بیست ساله ما هستی ولی واقعاً بهتر است دیگر نباشی، چون مردم و آشنایان همسر و بچه‌های ما را مورد توهین قرار می‌دهند که چرا افتخاری را اینجا راه داده‌‌اید. می‌گفتند چرا با «رفیق احمدی نژاد» رفت و آمد می‌کنید!
دیدگاه ها (۱۰)

عمو پورنگ با انتشار تصویری از هدیه غم انگیز خود برای مادر د...

شایعه :"صحبت های تهمینه میلانی در مورد گلشیفته فراهانی"!تهمی...

کلاس های رانندگی در زمان قدیم

آمار تکان دهنده تلفات پناهجویان:تنها در ماه ژانویه گذشته ۲۴۴...

🔰 صرف نظر این که ما بخواهیم بمب اتم بسازیم یا خیر؛ حفظ و نگه...

نمی خواهم شکایت کنم. شکایت جنسش فرق دارد با غر زدن...آدم شاک...

مردی که در کنارم بود

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط