فیک ازدواج اجباری

فیک ازدواج اجباری
پارت ۱۵
میا:تو..کی فهمیدی
نامجون:خیلی وقته هرزه کثیف
میا:لااقل منو ببر بیمارستان
نامجون:زود لباساتو بپوش
نامجون میا رو میبره بیمارستان پیاده میکنه میره عمارت توی راه عمارت دستیارش براش زنگ میزنه
#قربان یکی از منشی ها رو الان داخل اتاقتون پیدا کردیم
نامجون:برای چه داخل اتاقم بوده
#نمیگه
نامجون:باشه الان میام
ویو ات
نزدیکای صبح بود همه خواب بودن من خوابم نمی‌بره سوار ویلچر شدم چون اتاقم پایین بود میتونستم برم عمارت نامجون رفتم درو با کلید باز کردم کسی خونه نبود رفتم اتاق نامجون و با تخت شکسته و خونی رو به رو شدم اتاق پر از عکس میا و نامجون بود از روی ویلچر افتادم زمین دستم به اینه ی شکسته‌ی تخت خورد و زخم شد توجهی نکردم آنقدر گریه کردم نفهمیدم کی خوابم برد
نامجون:کارامو انجام دادمو دخترو دادم دست بادیگارد ها و رفتم خونه وارد عمارت شدم رفتم داخل آشپزخانه آب خوردم رفتم که داخل اتاق مهمون که دیدم لامپ
اتاقم روشنه رفتم داخل ات رو دیدم دستش خونی روی زمین افتاده بود
نامجون:ات ات بیدارشو آخه چرا تو الان باید بیای به این جهنم اتتتتت
ویو صبح ات
چشمامو باز کردم دستم پانسمان شده بود و نامجون منو بغل کرده بود
ات:ولم کن نامجون شی [یکم بلند]
نامجون:ولم کن بزار بخوابم
ات:گفتم بلند........[نامجون لب*شو میزاره روی ل*ب ات ]
ات:ولم کن خفم کردی
نامجون:خوب ساکت نمیشی
ات:ولم کن میخوام برم پیش جین
نامجون:اون وقت چرا
ات:به تو چه[بغض]
نامجون:چرا بغض میکنی
ات:تو مگه بهم قول نداری ناراحتم نکنی چرا دوباره اون میای هرزه رو اوردی توی این خونه چرا باور نمیکنی که اون دارایتو میخواد نامجون حالا من که این حرف هارو زدم میدونم کتک میخورم منو بزن بیا دیگه تو که من اهمیتی برات ندارم[گریه]
نامجون:ببخشید
ات:چی
نامجون:ببخشید من معذرت میخوام تروخدا گریه نکن باشه گور بابای میا اون اتاقه هم میشه اتاق مهمون الان دارن اتاق جدیدو آماده میکنن
ات:بلخره فهمیدی میا چه آدمیه
نامجون:منو ببخش
ات رو بغل میکنه میرن داخل حیات پشت عمارت
نامجون:بیاریدشون
ات:چیو
همه‌ی قاب عکس های میا رو آوردن با یک قوطی بنزین نامجون بنزین میریزه روی قاب ها و آتیش میزنه
نامجون:هر چیزی که داخل این عمارت در مورد میا بوده دیگه از بین رفت
ات:بریم داخل
نامجون:چشم
ات:نامی میشه کمکم کنی برم دوش بگیرم
نامجون:بریم
دیدگاه ها (۰)

فیک ازدواج اجباری پارت ۱۴[اسلایددو هديه ات و شوگابرای هوپی ا...

فیک ازدواج اجباری پارت ۱۳هوپی :خوب فردا برنامتون چیهجین:تولد...

اردو پارت ۵ویو ات:+بله خیلی خوشحال شدم که دیدمتون میشه ولم ک...

خشم پارت +18گرفتم همش ذهنم پیش لبای ات بود که...... تصمیم گر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط