پارت اول

پارت اول


_شماره ۶
+بله قربان
_امروز تمامی افراد رو جمع کن
+بله قربان
_ساعت پنج همه اینجا باشید
+چشم
_تا اون موقع برگرد خونت
+حتما قربان



سلام من ا.ت هستم+این علامتم هست من وقتی بچه بودم علاقه شدیدی به جاسوس بودن داشتم پس تصمیم داشتم یک جاسوس بشم اینجا اسم صدا نمی‌زنیم
تیم ما اعداد نام داره
تیم های دوست رنگ و ..... اینا هستن من پنج ساله دارم اینجا کار میکنم و الان بیست و یک سالمه
ما هیچ وقت شماره یک و دو رو ندیدیم و کلا نباید صداشون کنیم
این جناب شماره سه بود افسر پارک جیمین
البته بزارید از خودم بگم مادر و پدرم در روز ۱۴جولای فوت شدن
و من از سن پانزده سالگی وارد اینجا شدم
دیگه باید بگم بهتون که کره ای نیستم من دورگه ایرانی تایلندی هستم
دیگه عرضم به حضورتان که خیلی فضولم
و نام افسر دوم رو هم از فضولیم فهمیدم
جناب
&تق تق
+آمدم
&جناب شماره سه کارتون داره
+الان میام ممنون جناب شماره پنج
&زود باش شیش
خوب خونه ام داخل همونه سازمانه یعنی کسی حق ندارد جایی بره
تا شماره پنج افراد خودشون هستن
خوب دیگه باید برم اسم این مرده هم مین یونگی هست من رفتم
دیدگاه ها (۲۰)

اول از همه بگم که می‌دونم ربطی به موضوع پیجم نداره ولی این م...

دو دل بودم که این پیج و درست کنم یا نه[🤷🏻‍♀️☹] ایدل جدید ویپ...

وقتی مجبور بودی نقش معشوقه هش رو بازی کنی💚پارت ۱روایت از زبا...

عشق پنهان در جادویی تاریک پارت ۲پرتش کردم سمت هیولا و رفتم س...

ㅤㅤㅤㅤㅤㅤ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤ‌ɥl𝗑︎𝗑︎ ...

سناریوی شماره ۳ تک پارتی. نکته:من هرچی فکر کردم گفتم بزار ای...

«اتاق شماره ۷»ات چراغ‌قوه رو محکم توی دستش گرفته بود.جیمین چ...

ℳ𝒴 𝒹𝒶𝓇𝓀 ℎℯ𝒶𝓇𝓉 ... (:🖤Part : twenty four ویوی جونگ کوک :یک سا...

part 10ویو مایکیاز شرکت برگشتم خسته بودم و و ذهنم درگیر این ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط