تصور کن

تصور کن
دلتنگ شوی
بخواهی از او دست بکشی

او دستت را بکشد
پرت شوی میان آغوشش
دیدگاه ها (۱)

تب کردن تـــــو مردن من هر دو بهانه ست عشق است که بین من و ت...

خسته ام از زندگیاز مثل زندان بودنش!این نمایش درد دارد،کارگرد...

همیشه دوستت خواهم داشت بی کم و کاست مثل روز اول،و بیشتر از ر...

تشنه ام امشب، اگر باز خیال لبِ توخواب نفرستد و از راهِ سرابم...

اگه هدفت برات مهمه، سختی مسیر نباید باعث بشه ازش دست بکشی؛ ب...

تصور کن داری موهاتو شونه میکنی و میان پیشتلایک و کامنت و باز...

اِذا طَلَبْتَ أن تَنجَحَ في عَمَلِکَ، فَقُم بِهِ وَحیداً و ل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط