هرگاه از شدت تنهایی

هرگاه از شدت تنهایی

به سرم هوس اعتمادی دوباره می زند

خنجر خیانتی را که در پشتم فرو رفته

در می آورم..

می بوسمش،

صیقلی عاشقانه،

اندکی نمک به رویش،

نوازشش کرده،

دوباره سرجایش میگذارم،

از قول من به آن لعنتی بگویید...

خیالت تخت
دیدگاه ها (۵)

مقداری طناب در خانه هست ! مای طناب بازی ؟ یا گره اش بزنم به ...

دلم یک دشت می خواهدپر از چمن و گلهای وحشیو نسیمی که می نوازد...

بی تفاوت نیستمفقط ....دیگر کسی برایم متفاوت نیست...!

تو زندگی یه جاهای هست که دیگه از بخشیدن خسته میشیفقط همه چی ...

هرگاه از شدت تنهایی به سرم هوس اعتمادی دوباره میزند خنجرخیان...

پارت 107

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط