گـرفـتـن دستـهـایـش آرزویـم بـود

گـرفـتـن دستـهـایـش آرزویـم بـود

اما ازبـخـت بـدم مـچـش راگـرفـتم
دیدگاه ها (۲)

همیشه قصه ی شب در همین خلاصه شده است تو غرقِ خوابی و من غرقِ...

ناز کُنی؛ نَظر کُنی؛ قَهر کُنی؛ ستم کُنی گر که جَفا، گر که و...

دیگر نه دلی مانده برایم نه دلیلی من سرخی جا مانده ام از خورد...

بلــــندتـــرین..."فریـــــاد دنیــــــا" اشکـــــی اســتکــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط