مراقبم باش

مراقبم باش❤️‍🩹



ویو سوزی:
داداش خسته از کمپانی اومده بود الان سه ساعته خوابیده رفتم بیدارش کنم برای شام تا گشنه نخوابه رفتم تو اتاقش آروم تکونش دادم اما دیدم بیدار نشد دستاشو تکون دادم که دیدم خیلی داغه دستمو گذاشتم رو پیشونیش دیدم خیلی تب داره انگاری که یه آتش فشان میخواست از سرش بزنه بیرون میخواستم بیدارش کنم که بیخیال شدم گفتم بزار برم براش یه سوپ درست کنم با دارو براش ببرم
رفتم پایین یه سوپ گرم و معنوی برای درست کردم و با قرص و شربت براش بردم رفتم تو اتاق دیدم داداشم بیداره
&داداشی تو بیداری
-الان بیدار شدم(خواب‌آلود)
&چی شده داداش تب داری
-نمیدونم فکر کنم اونجا زیر کولر دنس رفتیم عرقم کردیم واسه همین
&اشکالی ندارد برات سوپ درست کردم
-دستت درد نکنه بیا اینجا
& بفرما
-میشه خودت بهم بدی
&اره اما چرا
-دوست دارم خواهر کوچولوم لوسم کنه
&میکنم چرا که نه(آروم آروم به شوگا سوپ میده)
-ممنونم عزیزم
&خواهش میکنم داداش اینو قرص و شربتم بخور
-مرسی فدات شم تو برو بخواب دیگه
&نه شبو پیشت میمونم حالت بد تر نشه
-نه نمیخواد
&چرا من میمونم



ادامه دارد...
دیدگاه ها (۰)

مراقبم باش❤️‍🩹-گفتم که نه&داداش خواهش میکنم بزار پیشت بمونم ...

مراقبم باش❤️‍🩹(لالایی تموم شد اما هنوز شوگا نخوابیده بود)&دا...

اما من خودم انتخاب نکردم 🥺 &(هنوزم بغض داره به خاطر دردش)-فن...

اما من خودم انتخاب نکردم 🥺 ویو جیمین:نشسته بودم تو اتاق داشت...

part4🦋جونگکوک«با تکون های ریزی تو بغلم از خواب بیدار شدم که ...

داداش؟هوپی. مینسو مینسو بیدار سو(داد)جین. چیه چی شده هوپی. ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط